محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

830

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

نامند در هاون چوبين و يا سنكى خوب بكوبند كه ممزوج كردد پس در ظرفى كرده سر آن را بسته در بلدان حاره يابسه تا يك هفته در زمين دفن نمايند و در بلدان حاره رطبه احتياج بدفن نيست در جاى نمناك بكذارند تا تخمير يابد پس استعمال نمايند هرچند تنباكو تندتر بهتر و شكر سرخ صاف و غليظتر باشد بهتر تخمير مييابد و بهترين تنباكوها براى آن بهيلسه دكهنى است خصوصا نوع اعلاى آن بعد از آن انواع تنباكوى هندى و بنكالى ديكر كه ممتاز و بركهاى آن ضخيم و تند طعم و رائحه و خوشبو باشد و بعضى براى خوبى طعم و رائحه قدرى مرباى به در وقت كوبيدن داخل مينمايند و بعضى در تنباكوهائى كه بسيار خوشبو نيستند قليلى سنبل الطيب كوبيده ممزوج مىكند و طريق استعمال آن به دو نوع است صاحبان سليقه تابه از نقره و يا از آهن و يا سفالى ساخته يكروى آن قدرى كوراكو چسبانيده در سر غليان ميكذارند كه از ظرف چسبانيده كوراكو در جوف سر غليان باشد و طرف خالى آن بالا و بر آن اخكرهاى آتش كذاشته و بعد از زمانى كه حرارت در آن تاثير نمود و شروع باحتراق آن كرد آن زمان ميكشند تا تمام محترق كردد و چون تمام سوخته شده تجديد مينمايند و سنون سوخته آن جهت درد دندان و تقويت آن و تقويت لثه و خوردن آن جهت طحال و كرم معده و رفع خواهش كل خوردن و امثال اينها و مناهى كه در تنباكو ذكر يافت مؤثر و بهترين تابهاى سفالى است زيرا كه نقره و آهن زود كرم مىشود و به زودى محترق ميكردانند و طعم آن را نيز فاسد ميسازند و نوع دويم آن است كه مردم كم مايه قدرى از آن را در سر غليان كذاشته بر آن آتش ميكذارند ميكشند و اين را باصطلاح خود سلفه نامند طبيعت آن كرم و خشك در سيوم افعال و خواص آن جهت امراض رطوبى سينه معده مانند سرفه و ضيق النفس و تحليل رياح و هضم طعام و امثال اينها نافع است المضار مضر محرورين خصوصا صاحبان قلب حار و دق و سل و خفقان و توحش و امثال اينها را و آشاميدن مقدار قليل از آن كه بطريق حبوب سرفه حب بسته در وقت هيجان سرفهء بارده رطوبى و ضيق النفس بلغمى بلع نمايند نافع چنانچه شخصى ثقه نقل نموده كه در سفرى ادويه حاضر نبود و مردم بسيارى را سرفه رسيد قدرى كوراكو بدست آمد آن را حبوب صغار ساخته بانها ميخورانيد و هريك به خوردن هفت هشت حبّ بتفاريق صحت يافتند و اكر جهت سرفه بجاى كوربا مويز منقى بسرشند و حبوب صغار ساخته استعمال نمايند انفع است مرهم تنباكو از براى زخم ناصور و زخم سلاح زهردار صنعت آن تنباكو سه جزو انزروت يك جزو زاج سفيد نيم جزو زنجار يك جزو موم كافورى سه جزو پيه بز يا كوسفند دو جز تنباكو را خشك نموده با اجزا كوفته بيخته با شمع و پيه ممزوج نموده استعمال نمايند وقتى كه همهء كوشت مرده را خورده بكوشت صحيح رسد روز بروز اذخر و تنباكو كم نمايند كه زود كوشت برويد مرهم تنباكو از براى امراض مذكوره كه در نسخه قبل ذكر يافت نافع صنعت آن تنباكو پياز هر دو در وزن برابر در روغن كنجد جوش دهند تا سوخته كردد برآورده صاف كرده قدرى موم شسته داخل كرده مرهم سازند و به كار برند [ معجون تنباكو جهت سعال عتيق و ضيق النفس ] معجون تنباكو جهت سعال عتيق و ضيق النفس بعد از تنقيه دو مثقال آن را بخورند و بالاى آن يك پيالهء شربت خورى عرق كاسنى ميل نمايند و اكر محرورى مزاج باشد يك مثقال كافى است صنعت آن و طريق ساختن آن اين است كه ورق تنباكوى سبز كوچك خشك نموده يك سير خوب كوفته يا در سير آب چندان بجوشانند كه يك سير باقى بماند بعد از آن صاف نموده با دو سير قند بقوام آورده تناول نمايند [ تنزو ] فصل در ذكر نسخ تزوها [ تنزو خطائى مسمى به شاه‌صينى ] تنزو خطائى كه آن را شاه‌صينى كويند و آن اقراصى مصنوع است مائل بسبزى كه از خطا مىآورند و اقراص سياه رنك نيز از كاشغر مىآورند كه باسم تنزو نيز معروف است ميفرمايند كه ظن احقر آن است كه تنزو خطائى عصاره برك حناى خطائى است كه با كلى كه از يكى از معادن بادزهر معدنى برمىآورند سرشته اقراص ساخته به مهر ملك آن ملك به جهت اعتبار رسانيده به اطراف مىآورند و چون بادزهر معدنى مختلف الألوان است لهذا تنزو نيز مختلف الالوان مىباشد و آن مركب القوى است قابض و رادع و محلل اورام بارده و حاره و مسكن اوجاع آن و مسكن درد سر و كزيدن هوام و محلل خنازير و اورام صلبه و فردجهء آن جهت افراط سيلان رطوبات رحم و جميع علل آن كه از رطوبت باشد و قاطع نزف الدم جراحات و آشاميدن يك دانك آن تا نيم مثقال جهت اسهال دموى و بواسيرى و نفث الدم و قى الدم و ذرور آن جهت قرحه چشم و مقعده و قضيب نافع و مصلحش كثيرا است [ تنزو خطائى منقول از مركبات افندى ] تنزو خطائى منقول از مركبات افندى صالح چلپى طبيب سلطان ابرهيم قيصر روم كفته كه اين تنزو از تنزوهاى حار كرميش كمتر است صنعت آن پوست بيرون پسته ده درم عود قمارى خالص هشت درم قرنفل قند خل صندل سفيد طين قبرسى بهمن سرخ بهمن سفيد زرنباد درونج عقربى طباشير سفيد دندان فيل سنبل الطيب تخم خربزه از هريك پنج درم كل مختوم مرواريد ناسفته ياقوت رمانى مرجان قرمزى لاجورد مغسول زمرد مشك عنبر اشهب قرص تنزو حار كه بعد از اين مىآيد از هريك سه درم جدوار خطائى مجرب ده درم افيون خالص دو درم فادزهر خطائى معدنى پنج درم ادويه را آنچه كوفتنى است كوفته بيخته و صلايه كردنى را با كلاب صلايه كرده پس بكيرند ابريشم خام و در كلاب و عرق رياحين جوشانيده صافى نموده لعاب كثيرا داخل كرده اجزا را بان سرشته اقراص سازند تنزوى حار تاليف حكيم محمد حسين رح صنعت آن مرمكى كندر ذكر ريوند چينى مقل ازرق زيت كهنه از هريك بيست مثقال قسط بحرى قسط تلخ شيرين ايرسا زعفران مصطكى رومى قردمانا با زرد پوست بيخ كبر برك كبر سكبينج مقل اليهود صمغ عربى حب الغار صبر سقوطرى زرد بزر كتان حلبه شياف ماميثا سلاحه از هريك ده مثقال جندبيدستر جدوار خطائى مجرب زرنباد شونيز سعد كوفى كل ارمنى مغسول راتينج فرفيون قرنفل كبريت زرد سليخهء سياه مشكطرامشيع حاشا بزر حرمل قصب الذريره از هريك پنج مثقال اشق جاوشير مقل ازرق از هريك پا نزده مثقال برك سداب ورق كل سرخ برك حنا برك سرو برك مورد زهرهء كاو از هريك پنجاه مثقال اقحوان بيست مثقال اول مرتبه برك سداب و كل سرخ و برك حنا و برك مورد را در آب بسيارى بجوشانند تا ثلث بماند پس صافى نموده در شيشه نكاه دارند پس صموغ را آنچه حل كردن انها ممكن باشد حل نموده اولا و باقى ادويه يابسه را بكوبند و به‌پزند و با صموغ و زهرهء كاو ممزوج نموده در هاون كرده از آب مطبوخ اول اندك‌اندك داخل كرده تا جميع آب مطبوخ به كار رود پس قرص ساخته مهر كرده نكاه دارند تنزو ديكر تاليف نواب حكيم احمد غفران‌ماب حكيم‌باشى كه در قزوين ساخته بودند صنعت آن مرمكى صافى زراوند طويل قسط بحرى كندر ايرسا ريوند چينى جندبيدستر صندل كثيرا جدوار خطائى مجرب زرنباد جنطيانا كل سرخ مقل ازرق زعفران مصطكى رومى مشك باديان خطائى زيبق كشته كوفته بيخته بكلاب سرشته ورز داده قرص نموده مهر نمايند [ تنزو حار ديگر تاليف ميرزا زين العابدين موسوى ] تنزو حار ديكر تاليف مرحمت و غفران پناه ميرزا زين العابدين موسوى برادر نواب غفران‌پناه ميرزا محمد باقر حكيم‌باشى صنعت آن قسط بحرى صندل سفيد باديان خطائى زرنباد جنطيانا